تبلیغات
قمار من - مطالب هفته چهارم آذر 1390

قمار من

طولانی تر از شب یلدا شب جدایی ما بود

 

امشب دستهایم را به سوی اسمان

 

بلند میکنم و برای خوشبختیت دعا میکنم

 

این یلدا نه هندوانه میخورم نه انار

 

هنوز مقداری از غصه های تو باقی مانده ...

 

( بی تو یلدا زجرآورترین شب دنیاست , بی من یلدایت مبارک )


نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر 1390 ساعت 15:53 توسط پریا نظرات |

از کنارم بگذر ... نه آغوشت را میخواهم

 

نه بوسه

 

فقط از کنارم بگذر


نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 23:03 توسط پریا نظرات |

ناراحت چی هستی ؟ من نشدم یکی دیگه ...

 

تو که عادت داری !


نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 22:29 توسط پریا نظرات |

دیشب نمیدونستم واسه کودوم دردم

 

گریه کنم ... کلی خندیدم


نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 22:27 توسط پریا نظرات |

من دزدکی نگاهت میکنم , تو نگاهت را از

 

من میدزدی

 

هر دو دزدیم نه؟


نوشته شده در سه شنبه 29 آذر 1390 ساعت 22:26 توسط پریا نظرات |

سهراب قایق دیگر جواب گو نیست

 

کشتی باید ساخت !

 

اینجا مثل من تنها زیاد است


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 23:13 توسط پریا نظرات |

تو چه میفهمی حال و روز کسی را که دیگر

 

هیچ نگاهی دلش را نمی لرزاند ؟


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 23:12 توسط پریا نظرات |

وقتی دیر رسیدم و تو رو با یکی دیگه

 

دیدم فهمیدم گاهی هرگز نرسیدن بهتر از

 

دیر رسیدنه !


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 23:11 توسط پریا نظرات |

حسود نیستم اما صدای گوش خراشی

 

خواهد داشت هر که از تو بخواند ...

 

خواه قمر باشد خواه بنان !


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 23:10 توسط پریا نظرات |

من اگر میخندم به اجبار عکاس است

 

وگرنه بدون تو , من کجا ... خنده کجا


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 23:09 توسط پریا نظرات |

سوار تاکسی شدم راننده گفت :

 

خانوم یه نفرین ؟

 

اسکناس و تو دستم مچاله کردم و ناخود آگاه

 

گفتم : بله آقا خیلی وقته


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 23:00 توسط پریا نظرات |

من زنم مرا پریشانی موهایت که نه  ,

 

مرا ته ریش خسته ی صورتت آشفته میکند


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 22:59 توسط پریا نظرات |

گاهی حس آخرین بیسکویت مونده تو

 

بسته ساقه طلایی رو دارم

 

شکسته .... تنها ....


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 22:57 توسط پریا نظرات |

دیگر کمتر اشک میریزم 

 

بزرگ میشوم یا سنگ ؟ نمیدونم


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 22:55 توسط پریا نظرات |

خدایا حواست هست ؟

 

صدای هق هق گریه هایم از گلویی میاید

 

که تو از رگش به من نزدیکتری


نوشته شده در دوشنبه 28 آذر 1390 ساعت 22:52 توسط پریا نظرات |

خدایا خستم حالم رو نمیپرسی؟

 

برایم دعا کنید , غم مرا پیدا کرده باز


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 17:20 توسط پریا نظرات |

ابرها ماه را دزدیده اند

 

امشب همه ی نگاهها به سوی توست


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 17:16 توسط پریا نظرات |

تو تنت مثل بهشت .... من پرم از اجبار

 


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 17:15 توسط پریا نظرات |

این روزها انقدر شکسته ام که دست

 

به عصا راه میرود دلم


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 17:13 توسط پریا نظرات |

چه دلی دارم من که تا حالا ذوق

 

خنده هات منو نکشته


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 17:12 توسط پریا نظرات |

خدایا من اگه نبودم این همه غمو

 

چیکار میکردی ؟


نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1390 ساعت 14:21 توسط پریا نظرات |

دچار مرگ عاطفی شده ام

 

متقاضی باشد زندگی ام را اهدا میکنم


نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 23:03 توسط پریا نظرات |

کسی چه میداند شاید برف 

 

تکه ای از خودکشی ابر باشد ...


نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 22:52 توسط پریا نظرات |

خدایا اندکی نفهمی عطا کن که راحت

 

زندگی کنیم

 

مردیم از بس فهمیدیم و به روی خود نیاوردیم


نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 22:47 توسط پریا نظرات |

خواستی دیگر نباشی ... چه با اراده ...

 

لعنت به دبستانی که تو فقط از درسهایش

 

" تصمیم کبری " را یاد گرفتی


نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 22:45 توسط پریا نظرات |

تمام حواسم را بگیر

 

من برای دیدنت فقط حس لامسه میخواهم


نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 22:44 توسط پریا نظرات |

بی تو روزگارم را سیاهی ول نمیکند

 

موهای سرم را , سفیدی


نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 22:43 توسط پریا نظرات |

سرم درد میکند برای عاشقی با طعم تو
نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 22:42 توسط پریا نظرات |

حالا که رفته ای کل دنیا مرخصی

 

گرفته برای خراب شدن ,سر من !


نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 ساعت 22:39 توسط پریا نظرات |

شبیه من که باشی

 

صدو بیست و چهار هزار پیامبر هم

 

بی فایده است

 

کافیست شیطان لب تر کند


نوشته شده در سه شنبه 22 آذر 1390 ساعت 11:49 توسط پریا نظرات |

Design By : ParsSkin.com