قمار من
امشب را مهمان خاکم !
فردایم دست خداست ...
تو برایم دعا کن
شیطان نیستم , خدا هم نیستم , فقط دخترم
از جنس ساده اش که حواگونه فکر میکنم
فقط به خاطر یک سیب تا کجا باید تاوان داد ؟
عشقمان بازی حکمی بود که من از دلم
مایه گذاشتم تو از خشت ... !
از وقتی که نیستی خدا میداند چقدر آب به
صورتم پاشیدم
لعنتی ... این کابوس انقدر واقعیست
که از خواب بیدار نمیشوم
این روزها تنها شیرینیه زندگیم شده
خندیدن به تلخی هاش ...
فرقی میکند در سیرک یا خانه ؟
خنده ات که تلخ باشد , دلت که خون باشد
تو هم دلقکی !
صبرت که تموم شد نرو ....
تازه معرفت از اینجا شروع میشه
به سلامتیه همونی که منو اینجوری
دوست داره ! وگرنه از من بهترها رو همه
دوست دارن
دلم هوا میخواهد .... ولی در سرنگ
عشق .... باز هم عشق ....
بیا شینش مال تو , من تمام احساسم را
عق میزنم
نامت هر چه هست باشد ...!
من " باران " صدایت میکنم
آخر در دلم سالهاست که خشکسالیست
| Design By : ParsSkin.com |
تبلیغات 




