قمار من
دستهایم این روزها بوی حافظ میدهند
تفال که میزنم کنعانم....بدجور یوسفش را
میخواهد
پ ن : برای شادی روحم دعا کنید
بعضی آدمها رو باید گذاشت و گذشت
پ ن : خستم از این همه حسرت
چه با طمانینه به سمت حادثه میرانی دلم !
همچون گاو های جاده ی شمال
تو آمده ای کسی خانه نیست برمیگردی
من رفته ام گورستان برای همیشه بمیرم
کاش گفتنش هم مثل نوشتنش آسان بود
تمام تو مبارکه عشق جدیدت
تو جامه دان پر میکنی من خالی از جان میشوم
پ ن : یک لحظه بر چشمم بشین ببین چه ویران میشوم
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم
به هر حال , ممنونم از مشتت
پ ن : راستی آخرین باری را که خوب بودیم چه کسی یادش هست؟
فاصله با آرزوهای ما چه کرد
کاش میشد عاشقی را توبه کرد ....
پ ن : اینجا دلتنگی بیداد میکند
شعرهایم وزن دارند
برای گفتنشان غم دنیا را به دوش میکشم
خدایا
نسل من سکوتت رو نمیبخشه !
آدمهای کنارم مثل جمعه میمانند
معلوم نمیکند فرد هستند یا زوج
پر از ابهامند ...
به دنبال واژه نباش
وقتی اولین حروف الفبا کلاه سرش برود
فاتحه ی کلمات را باید خواند
باد یعنی :
خدا دست به کار شده برای تفسیر موهایت !
مادرم جوانی هایت را با بچگی هایم
پیر کردم
به حرمت موی سپیدت مرا ببخش
حلقه حلقه اشک ....
قطره قطره خون دل ....
عجب شب شلوغی دارد این ژنده پوش تنها !
پارادوکس بیابان این است
نبودنت را تاب می آورم
رفتنت را تحمل میکنم
فراموش شدنم را باور میکنم
اما فراموش کردنت باور کن که دیگر
کار من نیست
حرف تو که میشود من چقدر ناشیانه ادعای
بی تفاوتی میکنم
کاش دنیا برای یک بار هم که میشد
بازی اش را به ما میباخت
چه لذتی دارد این همه بردهای تکراری ؟
من دهقان فداکاری شده ام که تمام وجودش
را روبه رویت آتش کشیده
و تو , قطاری که چشم دیدن من را ندارد
جنون است دیگر
با این که میخواهم سر به تنت نباشد
اما سرم را برایت میدهم
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود
...
تو هیچ کجا نیستی
همه ی مهره های سیاه مال من
اما باور کن , تو به سپیدی ات میبازی
راستش را بخواهی رفتن تو چیزی را تکان نداده
من هنوزم قهوه میخورم - سیگار میکشم -
قدم میزنم - هستم اما
تلختر - بیشتر - تنهاتر
پ ن : هستم ولی خستم
هی دوست من :
باور کن چشمهایی که کلام نگاهش , طنین
عاشقانه ای ندارد
فریاد خیانتش گوشهایت را کر خواهد کرد
جرم است که من به سلامتی تو ,
سر کشیده ام همه ی دردهای دنیا را ؟
تمام شادی ها - خنده ها - پیشرفتها و
امیدهایت حرام است
" حلالت نخواهم کرد "
بغض هایم را به آسمان سپردم
خدا به خیر کند باران امشب را ...
چه مسخرست سوال امتحانی هایی که میگن
جای خالی را پر کنید....
من اگر میتوانستم , جای خالی تو را پر میکردم
بی عصا به آب خواهم زد !
موسی اگر ایمان داشت من امید دارم
به سلامتی اونایی که حالشون خوب نیست
اما میخندن که حال بقیه گرفته نشه
پ ن : باور کنین خسته شدم از این لبخند ژکوند رو صورتم
| Design By : ParsSkin.com |
تبلیغات 




